جلسات تراپیستی که بهم معرفی شده ۹۵۰ تومنه و من نمی‌تونم بپذیرم هفته‌ای ۱ میلیون بابت روان مریضم پرداخت کنم. تقریبا نصف حقوق ماهیانه‌م. تصمیم گرفتم برم به دیدار دوستان دانشگاهم. تصمیم دیشبم بود، چون خودم رو زیادی تحت فشار و پاره می‌دیدم. امروز به شدت دیروز و هفته‌های گذشته چنین احساسی نداشتم. احساسی که احتمالا پایدار نیست و چند روز دیگه مجدد ایجاد می‌شه. علی ای حال، الان بلیط رفت و برگشت دارم، به ارزش ۳ و نیم جلسه‌ی تراپی. با خرج اونجا حتما معادل ۵ جلسه تراپی خواهد شد. دارم پولم رو تو جوب می‌ریزم؟ نمی‌دونم. ولی می‌دونم اگه هزینه‌ی جلسات نصف بود آدم خوشحال‌تری بودم. بعد از خرید بلیط به این فکر کردم که دوران دانشجویی هیچوقت ۴ روز کلاسام رو نپیچوندم که بیام خانوادم رو ببینم. الان بعد از دوماه ۴ روز مرخصی گرفتم که برم دوستام رو ببینم. اگه جای مامان بابام بودم حتما غصه‌م می‌شد. غمگینم و نیاز به این سفر رو دوباره دارم احساس می‌کنم.

+ دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ 23:8 Shima |